خبر خوش بودنت و ترس از نبودنت
سی و یکم اردیبهشت 1392
روزهای اول یا بهتره بگم هفته های اول انقدر ترس از دست دادنت در تمام وجودم رخنه کرده بود که حاضر نبودم هیچ کاری بکنم !!
31 اردیبهشت روز اولین امتحان دانشگاه بود ، رفتم آزمایشگاه جهاد دانشگاهی آزمایش دادم و رفتم دانشگاه برای امتحان !
از امتحان برگشتم و رفتم جواب رو گرفتم جواب مثبت بود ولی با بتای خیلی پایین و در حد مرز!!
بعد از ظهرش رفتم مطب خانوم دکتر ربیعی و گفتن که فردا باید در یه آزمایشگاه معتبرتر آزمایشت رو تکرار کنی !
فرداش رفتم آزمایشگاه توحید جواب همون بود !
بعد از ظهر دوباره رفتم دکتر و گفتن چند روز صبر کن و دوباره آزمایش بده !!!
و چه انتظار کشنده ایی در فصل امتحانات که فکر منو حتی برای لحظه ایی آروم نمی ذاشت
قرار شد فعلا علی الحساب روزی دو تا آمپول پروژسترون بزنم تا جواب آزمایش معلوم بشه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خبر خوش بودنت و ترس از نبودنت
