کم کم حرف میزنم
سیزدهم شهریور یک هزار و سیصد و نود و سه
کم کم آواهای نامفهومت به کلمات دو هجایی تبدیل شده عزیزترینم ،سوگلی من اول از همه بابا را گفتی وقتی که زنگ میزند و صفحه آیفون روشن می شود بابا بابا می کنی و تا او را می بینی ذوق زده به سمت در می روی و آنچنان دلبری می کنی که در اوج عصبانیت و خستگی هم بغلت می کند.
دو سه روزیست که ماما هم می گویی و اگر خیلی تنها مانده باشی و نیاز مبرم به بغل داشته باشی به آشپزخانه می آیی ، به پاهایم می پیچی و با نق نق و گریه می گویی ماما ب بل - ماما ب بل (یعنی مامان بغل - مامان بغل )
دلم می خواد زودتر زبان بگشایی و پر حرفی کنی نفسم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کم کم حرف میزنم 
