امیراعلاامیراعلا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره

گرانبهاترین هدیه خداوند

در قصه طبیب

1393/3/27 16:19
نویسنده : مامانی
269 بازدید
اشتراک گذاری

سه شنبه بیستم شعبان المعظم سنه یک هزار و چهارصد و سی و پنج هجری قمری مطابق با بیست و هفتم خرداد ماه یک هزار و سیصد و نود و سه خورشیدی

اندر احوالات امیراعلا خان فامیل تجزیه چی

امروز هوا بسیار گرم بود طرف های ظهر پسر را بردیم مریض خانه حکیم بوعلی سینا نزد دکتر امدادی ، طبیب بسیار حاذق و خوش مشربی بود ! کلی با پسر بازی کرده ،پ س از پارسنگ نمودن طفل وزن ایشان را هفت و کیلو هفتصد گرم اعلام نمودند در نهایت گفتند می توان به ایشان خوراک مختصر و رقیقی داد تا برگشت محتویات معده به دهانشان کاهش یابد !

گرفتی بینی را هم ناشی از چیزی دانستند که امروزه ایی ها بدان آلرژی نام می نهند .در مورد مسئله خسبیدنشان هم گفتند چه بهتر که شبها بخسبد و روزها بیدار باشد و ندانستند که این روز نخسبیدن ها کم کم دارد منجر به جنون مادر این طفل صغیر و نورسیده می گردد ، اما چاره چیست باید ساخت !

القصه طبیب چندین قلم دوا برای ایشان در دفترچه بدرد نخور سلامت ایرانیان نگاشتند تا از دوا خانه بستانیم و استعمال نماییم این داستان کوتاه چهل هزار قروش برایمان هزینه برداشت و پدر را متاثر و مادر را آسوده خاطر نمود.پس از ابطیاع مختصری خوراک جهت نهار به منزل عزیمت نمودیم.

پسندها (3)

نظرات (2)

خاله سانی
27 خرداد 93 18:23
ای جانم بلا به دوووور.انشا.. هرچه زودتر خوب بشه گل پسر.
مامان امیرعلی
1 تیر 93 11:42
خدا تورو نکشه بااین نوشتن هات..... امیدوارم پسرمون هیچ وقت مریض نشه