مادرانه هایم
پانزدهم دیماه 1392
این روزها که می گذرد احساس می کنم ابری تر از همیشه ام دلتنگ روزهایی که نمیدانم چگونه گذشت ؟
این روزها که بی نهایت خسته و ملولم از آن و بی نهایت دلبسته آن شده ام نمی دانم چگونه می گذرد ؟؟؟
روزی آرزو می کنم کاش چندین ماه دیگر فرصت داشتمتا تو را در درونم داشته باشم و با هر حرکت و تکانت به بودنت امیدوارتر باشم و لذت زیبای مادری را بیشتر از همیشه حس کنم !!حسی که با هیچ ارزشی در دنیای زنانه قابل مقایسه نیست
و روز دیگر آرزو می کنم که ای کاش به دنیا آمده بودی و من می دانستم که از پس پرورش تو به درستی برآمدم و تو سالم و سلامت زمینی شدی !!
نمیدانم چگونه باید از پس این دودلی ها و تردید ها بربیایم !!!
فقط می دانم عاشقانه دوستت دارم و همین برای یک مادر کافیست !!!!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مادرانه هایم
